اسپاگتی به قلم نوشین سلمانوندی
پارت سی و یک :
با قدمهای محکم و حساب شدهای، پلههای هتل رو یکییکی بالا رفتم.
نور ملایم از شیشههای بزرگ کنار راهپله به نرمی میتابه و تصویر ساحلِ آروم روبهرو رو به رنگهای طلایی و آبی درمیاره.
میتونم بگم که صحنهی با شکوهی بود.
رومانو بزرگترین برد رو بابت ساخت هتل کنار ساحل داشته!
ذکاوتش تحسینبرانگیز است.
موجها با ریتمی آروم به صخرهها برخورد میکنن و نسیم خنک از پ
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
N.T
0شدیدا کنجکاوم این آقا رو بشناسم :) به نظر نمیاد شخصیت منفی داستان باشه..
۱۰ ماه پیشسارا
3نویسنده جان ممکنه پارت بیشتر بزارید یا حتی یکم طولانی تر مرسی ،رمان قشنگیه و متفاوت ممنون
۱۰ ماه پیش
نوشین سلمانوندی | نویسنده رمان
بله عزیزم. امشب یه پارت طولانی میذارم واستون
۱۰ ماه پیشآذر
4نویسنده عزیز چرا اینجوری نامنظم پارت میزارید؟؟؟ من کلا ناامید شدم دیر به دیر میام نگاه میکنم
۱۰ ماه پیش
نوشین سلمانوندی | نویسنده رمان
عزیزم باور کنید نامنظم نیست، معمولا آخرشب پارتها آپلود میشه. یه مقدار این روزها سرم شلوغه چون 6 تا چنل خصوصی توی تلگرام دستمه و سه تا قرارداد با چنلهای ایتا که پارت واسشون آپلود میکنم. من بازم عذرخواهی میکنم🙏🏻 ایشالا بتونم جبران کنم
۱۰ ماه پیشمیم
3وایییی خدا نمیدونم چرا اینقدر هیجان دارم برای خواندن پارت بعدی
۱۰ ماه پیشاسما
0و شروع ماجرا 🤩
۱۰ ماه پیشKhazaell.
2این مرد این وسط چیکارست؟😅 طولانی ترش کردی نویسنده ممنون😍🤩. منتظر بقیشم🥰
۱۰ ماه پیشساجده
1بوی هیجان می آید
۱۰ ماه پیشعسل
2خداییش خیلی خوبه ...دوست دارم زودتر پیش بره ببینم چی میشه
۱۰ ماه پیشراز
3اوه چ مرد باهوشی
۱۰ ماه پیشثریا
5عالیه 🥲🤗
۱۰ ماه پیشنفس
3پارت زیبایی بود ممنون خوشم اومد
۱۰ ماه پیش
لطفا صبر کنید...
parnian
1خیلییی رمان خوبیه خوب که نه عالیه هر لحظه مشتاق تر از قبل میشم برای خوندن ادامه رمان